تبليغاتX
توبره به دوش

این پست رو یه جا نخون
تاريخ: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت :18:44

کوله پشتی 85

استدیو شماره ی 14

1/مرداد/1385

قسمت18

درس های امروز

من یاد گرفتم:

* خصلت ایرونی جماعت مهمون نوازیه.

* بعضیا بی منظور پیر آدمو در میارن.

* بعضی مهمونا بچه ای دارن که کمد آدمو میاره پایین و لباسای آدمو تنش می کنه، دست تو ویترین می کنه یه چیز گرون قیمت عتیقه رو می زنه می شکونه، دیس برنجو خالی می کنه، دستای خورشتیشو به مبل می ماله فوق فوقش مامانه می گه: اِ هوشنگ جون این کارا چیه مادر؟ بچه که بچه اس ولی اون مهمون بیرون کردن داره.

* مهمون مثل نفسه مثل دم و بازدم اگه زیاد بمونه خفه می کنه.

* بعضی از میزبانها رو به صندلی پیچ می کنن، مهمون مثل کارگر کارا رو انجام میده هم از خودش هم از میزبان پذیرایی می کنه کارای چند سال میزبان رو انجام می ده. 

* خیلی ضایع اس اگه آدم مثل ابوالهول یه جا بریک کنه. 

* امام رضا (ع) مهمون داشتن و با اون صحبت می کردن که یک دفعه شعله ی شمع پایین میاد مهمون دستش رو می بره که شعله رو زیاد کنه امام نمی ذارن و می فرمایند که ما مردمی نیستیم که از مهمون کار بکشیم. 

* ایرانی ها نه کم خورن نه پرخور بدخورن. 

* گل هدیه دادن آداب داره.  

* گاهی یکی تمام آرزوی کس دیگه ای می شه.  

* البلاءَ للولاء.  

* اوشین شیرین حرف نمی زد خانم شیرزاد بود که جاش صحبت می کرد. 

* علم تو چین هم که باشه باید دنبالش رفت.  

* تو هیچ جای دیگه به غیر ایران نمی تونیم دووم بیاریم چون عشق و علاقه و خاک ما ایرانه. 

* زهرا خانم 9 ساله 92 روز قالیبافی کرد تا بتونه برای رزمنده ها نون خشک بفرسته.

* نسل من باید ندونسته ها شو از جنگ بدونه و نسل قبل از من هم نباید فراموشش کنه.  

* امن یجیب کارها می کنه، سفره ها و نذر ها کار ها کرده و می کنه.

* نذارم هوی و هوس به من غلبه کنه.   

* ما باید سعی کنیم که اشتباهی مرتکب نشیم چون ما که معصوم نیستیم.   

* گاهی آدم با حرکات صورتش پای بعضی برگه ها رو امضا می کنه .

* حیف و میل یعنی حیف شد که میل شد.    

* بعضی حق الناس ها داغ به دل آدم می ذاره.  

* آرزوی مادی سرابه. 

* آدم باید الی الله بره جلو.    

* کار کردن برای خدا واقعیته و برای غیر سرابه.

* عشق الی الله می مونه و لذت بخشه. 

* خداوند بر قلم و سطرهای نوشته شده قسم خورده پس باید ارزششو دونست. 

* نقد: ناگوار شیرین.  

* گاهی بعضیا بغضهاشون رو یه جایی توسط قلم و با انتقاد جاری می کنن.  

* نوشته تو تاریخ ثبت می شه.  

* با وضو بنویسیم.  

* توپ فوتبال رو وقتی که پیشمونه شوت می کنیم ولی وقتی ازمون دوره دنبالش می کنیم .  

* حساسیت روح تایید اعتقاد دینی ماست.  

* هرجا که متوجه شدم تا فرصت هست برگردم و جبران کنم.   

* حق الناس فرد به فرد معنوی یعنی یک انسان یا با یه واسطه کرامت کس دیگه ای رو خدشه دار کنه مثل تمسخر شخصیت کس دیگه که شخصیت مال خداست یا غیبت.

* از زبانی که می تونه برای گفتن ذکر استفاده بشه حدودا 17 گناه کبیره ساطع می شه که حق الناسه.   

* در بعد مادی پول رو میدیم و حلال می شیم ولی در بعد معنوی حتما باید رضایت طرف رو جلب کنیم چون الهی العفو ما به جایی نمی رسه.    

* تو لیله الرغایب از دیگران بگذریم تا خدا گره از دل ما باز کنه. 

* بگذریم و سخت نگیریم و گرو کشی نکنیم تا خدا هم بگذره و سخت نگیره .

* تو لیله الرغایب یه عفو عمومی صادر کنیم.  

*یا علی*

.•*.•*..*•.*•.ღღ.•*.•*..*•.*•.ღღ.•*.•*..*•.*•.ღღ.•*.•*..*•.*•.

خب من تا بعد از امتحانات خرداد و گرفتن کارنامه آپ نمی کنم و بعد از اونم یه پست رو اختصاص می دم به دوره ی عملکرد یکساله ام و دوباره از نو شروع می کنم. اما تا اون موقع می خوام رو یه سری مسائل فکر کنید فقط قبلش بگم که من وبم رو به جهت تعداد پایین نظرات وبی می دونم که مفید فایده نیست بنابراین اگه شما غیر از این فکر می کنید با تبلیغ این وب به هر صورت که دوست دارید خلاف عقیده ام رو بهم ثابت کنید.

عرضم به حضورتون که همسایه بالایی ما به خاطر کلاسای آموزش گویندگی یه چند شب می رفته سر سه شنبه خط خطی. کی؟ زمانی که آقای حسنی و آقای منوچهری و خانم جلینی نمایشایی رو مابین صحبتهای خانم رافعی اجرا می کردن (خودتون حساب کنید ببینید از کی می شه) یه شب آقای منوچهری رو به خاطر سیگار کشیدن می اندازن بیرون تا این جا مشکلی نیست مشکل از این جاست شخصی که اون کار رو کرده بر می گرده می گه: فعلا یکیتونو انداختم بیرون تا بقیه. خب این حرف خیلی معنی داره یعنی قبل از تمام ماجراهای برنامه با سردار رادان و تبدیل هفت شنبه به روز هشتم و نمی دونم تولیدی شدن نمایشا و نامه های اخطار پشت سر هم یه عده ای بودن که می خواستن سر به تن این گروه نباشه.

مورد بعدی تو انتخابات هیئت مدیره ی حلقه ی وب توبره به دوش تنها وبلاگ کاندیدی بود که در رابطه با آقای حسنی بود. وقتی قرار شد من برم و یه نطق انتخاباتی یه دقیقه ای داشته باشم مجری این مراسم آقای پورمحمودی گفتن که چرا اسم وبلاگتو گذاشتی توبره به دوش؟ گفتم آقای حسنی یه بار اینو گفتم خوشم اومد گذاشتم رو وبم. ایشون به من چی بگن خوبه؟ فرمودن که فرزاد حرف زیاد می زنه. حتی اگر قصد مزاح هم داشتن این حرف و این مثلا شوخی چیزی نبود که جلوی تعدادی از مدیران رادیو جوان و تعدادی از هواداران این شبکه که خیلیاشون هوادار آقای حسنی هم هستن مطرح بشه بگذریم از حواشی دیگه این مراسم.

مورد بعدی این که من چند وقت پیش داشتم به برنامه ی آقای حسنی با سردار رادان گوش می کردم و یه سری مسائلی به ذهنم رسید که فکر کنم جالب باشه. ببینید بعد از برنامه ی اون شب (قسمت اول مصاحبه با سردار رادان) از رضایت 90 درصدی مخاطبان که قبل از اون برنامه 80 درصد بود صحبت به میون اومد. تو هر جایی که می رفتی یه عده صحبت از این می کردن که سردار واقعا در مقابل صحبت های فرزاد حسنی سعه ی صدر نشون دادن و تحمل کردن و صبوری کردن که هیچی نگفتن اگه کس دیگه بود تحمل نمی کرد و واقعا چه آدم نازنینی بود این سردار رادان در صورتی که یه عده از همینا تا قبل از این می گفتن سردار رادان سخت می گیره سردار طلایی این جوری نبود همه اش لبخند می زند میونه اش با جوونا خوب بود در مقابل کارای جوونا صبور بود اما سرداز رادان خیلی شدت به خرج می ده (در راستای همین طرح امنیت اجتماعی) چی شد؟ در واقع یه غبار زدایی شد از چهره ی مردی که گرچه از لحاظ چهره شباهتی با بهرام رادان نداره اما احمدرضا رادانه. و پلاتوی اول کوله پشتی که اون شب گفته شد دقیقا به همین مسئله ختم شد که امشب می خوایم غبار زدایی بکنیم از چهره ی مردی که از لحاظ چهره شباهتی به بهرام رادان نداره اما احمدرضا رادانه. خب این یعنی چی؟ فکر نمی کنید که اون برنامه لحظه به لحظه اش هماهنگ شده بود؟ فکر نمی کنید که از اول هم قصد بر این بود که برنامه با لحن به عقیده ی عده ای تند فرزاد حسنی پیش بره؟

مورد بعدی این که خبرگزاری رجا نیوز واقع داره شورش رو در میاره من نمی دونم اسمش مونده سایتی که وابسته به دولته اما آیا رواج تهمت شایسته ی دولت ماست؟ نه به خدا. حیف این دولت که یه خبرگزاری مثل رجا نیوز اسمش رو گذاشته وابسته به اون. مگه مملکت ما دولت ما ملت ما مملکت و دولت و ملت اسلامی نیست کجای اسلام گفته برو تهمت بزن؟ یعنی چی که فرزاد حسنی و افشین حسین خانی رو در بزم فساد شبانه در کیش دستگیر کردن در حالی که خیلیا همون موقع تو کیش مشغول تماشای کنسرت حمید عسگری با اجرای فرزاد حسنی بودن؟ اینم از خبر آخرش که دوباره گیر داده به رادیو جوان (برای کسب اطلاعات بیشتر به وب خاله الهه برید) بگذریم.

خب گرچه تاریخ مصرف حرفایی که زدم گذشته اما واقعا اینا مونده بود رو دلم گفتم شاید واستون جال باشه ممکنه عده ایتون تا حالا از این زاویه به قضایا نگاه نکرده باشید در هر صورت تا بعد از امتحانات خدانگهدارتون برام دعا کنید معدلم از ترم پیشم بالاتر بشه (معدل ترم قبلم چندان پایین نبود شدن 66/19 فکر نکنید خیلی بد بوده وضعم) و در آخر این ترانه ی آقای حسنی تقدیم به شما:

وقت دوری

به امشب به تقصیر من عشق تو/ به حالی که بی من تو داری قسم

به روزای خوبی که بردی منو/ به حسی که گفتی میاری قسم

به دلخواهی اولین دلهره/ به گاهی که با من نبودی قسم

جدا می شی و می رم از خاطرت/ ولی شک نکن من بهت می رسم

نشد تا تو هستی من عاشق بشم/ نشد قلب ما عشقو باور کنه

شب رفتنت آرزو می کنم/ خدا وقت دوریتو کمتر کنه

به چشمای تو قبل هر گریه ای/ قسم می خورم یاد تو با منه

قسم می خورم بغض این انتظار/ یه روزی تو آغوشمون می شکنه

نوشته شده توسط شهرزاد رحیم نژاد | موضوع: | لينک ثابت |
تولد آقای عشق و خاطره و ماندن
تاريخ: جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت :21:45

تولد آقای خنده برای تبسم های کوتاه تو نیست...

تولد آقای خنده برای دیدن دوباره ی زندگی نیست....

تولد آقای صدا و خاطره برای شکستن ظرف جدی دنیا نیست...که او هیچ وقت هیچ چیز را جدی نمی گرفت! تولد آقای عشق و ماندن برای دل توست که دیوانه می کند همه ی ما را که دلبری را ارج می نهیم! تولد آقای خنده و خاطره و صدا و عشق حتی در نبودنش بر دوست داران و شاگردانش مبارک.

این یکی از متنهای آقای حسنی هست از طرف خودم به استاد نوذری تقدیم می کنم چرا که ماه، ماه تولد ایشون هست. اگر می بینید آپای من حال و هواش متفاوت شده به خاطر اینه که دارم با خودم کلنجار می رم یه سری مطالب رو بنویسم یا نه در مورد برنامه ی سردار رادان که هر چی می کشیم از اونه همینطور از حلقه ی وب رادیو جوان و صحبتهایی که اون جا رد و بدل شد به علاوه یه مطلب دیگه در مورد هفتاییا. بنویسم احتمال داره بیش از حد جنجالی بشه و... شما نظر بدید چی کار کنم؟

نوشته شده توسط شهرزاد رحیم نژاد | موضوع: | لينک ثابت |
جلوه ی سبز بهار در آیینه ی چشمان سیاه تو عجب تماشایی است
تاريخ: پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت :20:0

عاشقان عیدتان مبارک. عیدتان عاشقان مبارک

گل پسران؛ دخترکان بار دگر فصل بهارآمده؛ پرنقش و نگار آمده؛ فصل آوای هزار آمده؛ قمری به چنار آمده؛ بابونه به بار آمده و باردگر باز هوا خوب و فرح ساز؛چه دلچسب و دل آراز جهان خرم و زیباست؛ دگرآخرسرماست ؛بهارست و بهاری طرب افزاست؛ چمن سبز ومصفاست؛ دمن غرقه به گلهاست؛ بهاری که فریباست بسی خرم وزیباست؛ شمیم و طرب افزاست؛ همی سبزی وشادابی و شیدایی و شور وشعف وشوق ز الطاف خداوند کریم ست.

دوستان؛ باردگر سبز شد؛ از نو شجر و داد نوید ثمر و غنچه شد جلوه گر ویافت جهان زیب وفر ولطف وصفایی دگرو کرد غم از دل به درو هم وطنان در سفرو می دهدد باد بهاری خبر از طی شدن فصل زمستان که کنی ترک شبستان وتوهم چون گل خندان چون اطفال دبستان بزنی پرسه به بوستان و ببینی که دشت و بیابان؛ همه ی باغ وگلستان زگل و لاله و ریحان زباریدن باران، شده چون روضه ی رضوان به بهاران غرض ای نور دل وجان وتوای مظهرایمان؛ توبدان این همه پویایی ورویایی وبالندگی ورشد زاحسان خداوندرحیم است.

(این متنی بود که آقای حسنی در به بهار فکر کن خوندن.)

 

دوستان من رو ببخشید حالم خوب نیست هفته ی آینده جبران می کنم

نوشته شده توسط شهرزاد رحیم نژاد | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo